|
ادیب فرزانه، استاد دقیق النظر، محمد اسفندیاری کتابی دارد با عنوان: کتاب پژوهی و در این کتاب، مقاله ای با عنوان: از بهر خدا منویس! از روزی که این مقاله را خوانده ام از نام دادن نوشته، مقاله، تحقیق و تالیف، به نوشته ها و مقالات گاه و بی گاهم، شرمسار و خجل می شوم. می خواهید قسمتی از نوشته استاد را برایتان بازگویم.
... گذشت روزگاري كه كسي مي توانست افتخار كند نويسنده است. آن چه اكنون فراوان است، نويسنده است؛ اما آنچه مانند كبريت احمر است، دانشور است. چنان كه هر صاحب عصايي داراي معجزه نيست، هر صاحب قلمي داراي فضل نيست. به گفته ي غضائري رازي:
نه هركو قلم برگرفت از دوات/ شفا كرد داند جهان را زدا عصا بر گرفتن نه معجز بود/ همي اژدها كرد بايد عصا
آري، ناظم بسيار است و شاعر كم. مؤلف بسيار است و محقق كم. نويسنده بسيار است و دانشمند كم. آيا آخر زمان نزديك شده است؟ بخوانيد كه از پيامبر خدا(ص) روايت شده است: من اشراط الساعه ان يرفع العلم... و يظهر القلم. يعني از نشانه هاي آخر زمان اين است كه علم رخت برمي بندد... اما نويسنده بسيار مي شود. (برای مطالعه متن کامل این مقاله به بخش: مقاله های خواندنی بروید)
آری، این بود مهمترین دلیل من برای نامیدن این بخش به «گویندش: مقاله». از دید من، اینها مشق های یک دانشجوی نوآموز است. متعلمی که به نقد صاحب اندیشان فرزانه امید بسته است. آنچه در پی می آید بهانه تدریس شما به اینجانب است. برخی مقالات من ... آنچه، گویندش: مقاله! |