صفحه اول گاه نوشته های من گاه نوشته های "فرهنگی" حامد صفایی پور مدرنیته چیست؟
مدرنیته چیست؟ چاپ فرستادن به ایمیل
گاه نوشته های "فرهنگی" حامد صفایی پور
جمعه, 28 اسفند 1388 ساعت 11:40
مدرنیتهما در دنیای جدیدی زندگی می کنیم.
برخی گمان می کنند مدرنیته مترادف صنعت، تکنولوژی و گسترش اطلاعات است. مدرنیته یعنی از امکان رفاه بخش تکنولوژی امروز بهرمند شدن و برای همین فکر می کنند آدم ها هر روز مدرن تر می شوند. مدرنیته چیز خوبی است، امکانات است، سرعت، ماهواره، دسترسی به موقع، بازار بورس، سفر به ماه، قدرت علمی و فناوری بشر.
برخی دیگر مدرنیته را تاریخی می بینند، یعنی دیروز کهن و کهنه است و امروز، هر چه هست، مدرن. کهنگی و نو شدن ما وابسته به تاریخ است. پس ما، امروز، اکنون، اینجا مدرن ایم و قبل از ما همه در سایه سنت و قدمت است. بر این اساس مدرنیته یک اتفاق طبیعی است، فخری ندارد، مردمان عصر فئودالی نسبت به عصر کشاورزی مدرن تر بودند و ما نیز از آنها مدرن تر ایم و آیندگان نیز از ما به همین ترتیب، مدرن و مدرن تر!
دیگری مدرنیته را انحراف بزرگ تاریخی اندیشمندانی می داند که چون «باده گساری» کردند و در زمین تباهی، حق را نیافته اند و امروز در ورطه هلاکت در چیزی بنام «مدرنیته» دست و پا می زنند. مدرنیته جهانی است بدون خدا و اخلاق، و زاییده شکستن و بهتر بگویم: زاییده بشکن بشکنی مستانه از ارزش ها، که به هر روی در جوامع غربی و در پی آن در دیگر فرومایگان فرهنگی، روی داده است. مدرنیته اصالت لذت است. اصالت سود و سرمایه، زنانه نگری (فمینیسم)، همجنس گرایی، آزادی هوس، مدرنیته شکست همه داشته های اخلاقی و ایمانی بشر است. از این دید ما در جهان مدرن زندگی می کنیم که از قوم لوط هم مدرن تراست! از قوم لوط! و به سرنوشت همان قوم مبتلا خواهیم گشت.
دیگری بر خلاف قبلی، مدرنیته را نجات بشریت از عرصه برساخته های افسانه ای اش می داند، نجات از همه آنچه ذهن کودک انسان سنتی در هزاران سال بافته و تافته و او را به خود مشغول ساخته است. مدرنیته عبور از جهانی راز آمیز به جهان مکانیکی، دقیق و استوار است، عبور از جهان اسطوره به عقلانیت موفق بشری است، عبور از دین آسمانی وصف ناپذیر به احساس تنهایی شوق انگیز، عبور از قدیسه ها و راهبان فتنه انگیز به فیلسوفان و متفکران آرام و منطقی است. مدرنیته طرحی است که از اندیشه های فیلسوفان بلند آوازه ای همچون دکارت اسکاتلندی و کانت آلمانی قدرت و صراحت یافته است.
مدرنیته رهایی است. مدرنیته آزادی است و حقوق بشر رهاورد این آزادی، حقوق آزادی که انسان مدرن خود برای خود شناخته است و نه اینکه مرجعیتی بالادست برایش معین کرده باشد. در این دیدگاه باید مدرنیته را برای این شورش عظیم و غلبه بزرگ تاریخی ستایش نمود. مدرنیته ستودنی است، بیش از همه اتفاق های مهم، حتی بیش از کشف آمریکا! اجازه دهید بیشتر تعجبم را نشان دهم ...!!! حتی بیش از کشف امریکا؟!
ارسطو فکر می کرد آتش بالا می رود چون میل طبیعی اش فرودستی از خاک و حرکت به افلاک است. بطلمیوس جهان را مرکز کاینات می دید و انسان را موجود نظر کرده ای در آن میان. ارسطو می گفت دو گوی فلزی همسان در یک سقوط آزاد با هم به زمین می رسند و اگر یکی بزرگتر باشد، زودتر خواهد رسید. گالیله نشان داد ارسطو درست نمی گوید، سرعت جسم تابع جرم آن نیست. کپلر نشان داد مدار حرکت سیارات دایره ای نیست و لزومی هم ندارد همه حرکت ها دایره ای باشند، و با این حرف استدلال ارسطو را برای دایره ای بودن مدار جرم های سرگردان سماوی فرو ریخت. این استدلال که دایره حرکت کامل است و حرکت سیاره نمی تواند کامل نباشد!
نیوتن کار را یکسره کرد. ماشینی به او نشان داد که پیش از آن او را «جهان» می نامیدند، ماشینی که هرگز خراب نمی شود و خدایی که گاه در نقش تعمیرکار با تجربه این چرخ فلک، دست و پنجه ای نرم می کند!
خوب، اینها چیست؟! مدرنیته یعنی این؟ تغییر نظریات ما درباره کارکرد طبیعت؟ انجام محاسبات دقیق، انقلاب صنعتی، ماشین بخار و ماشین چاپ؟ مدرنیته یعنی فرش دستباف علم؟ فرشی که بشر خود می داند که آخرین نقشه و بهترین نقش روزگار اش نیست!؟
مدرنیته چیست؟ چرا مدام می گویید ما در دنیای جدیدی زندگی می کنیم؟!
 

نظرات  

02 فروردین 1389 ساعت 14:01
+4 هم پیشانی
مدرنیته یعنی رهایی از بند آنچه عقل را به بند می کشد...
مدرنیته یعنی رهایی از سنت...
رهایی از سنت شاید وابسته به زمان باشد اما باز افتخار آمیز است. مدرنیته شاید یک اتفاق طبیعی باشد اما همیشه روی دادنی نیست. اگر مدرنیته "فخر انگیز" باشد ولی باز هم برای همه نیست.
مدرنیته یک روح است، شاید وابسته به زمان، اما دلیلی برای حضور آن در همه جا نیست... و چه بسیار "ما هایی" که امروز زندگی می کنیم اما روحمان در همان عصر کشاورزی پرواز می کند. شاید هم در اعصاری ماقبل تراز آن
اگر بپنداریم مدرنیته وابسته به زمان است موجب آن نمی شود که هر کس در زمانه خود بهره ای از آن برده باشد.
و اگر مدرنیته موجب فخر است، هر کسی نمی تواند به آن فخر بفروشد.
مدرنیته بیش از هر چیز در خود روح "ساختار شکنانه" دارد. چه به درستی و چه به خطا
و چه بسیار مدرنیته شده!! هایی که پوست چروک شده مدرنیزاسیون را به اعماق فکر و تاریخ خود برده و می پوشند و معجونی از تلفیق "سنت و مدرنیته" می نوشند...
مدرنیته فرهنگ دارد. آداب و رسوم. معنا و مفهوم. قانون دارد. مثل مدرنیته شده های ما مثل همان ورود چهارچرخ دودی است به این مملکت
راستی تا حالا به فواید این همه "گل میخ" ای که در خیابان هایمان به صورت افقی و عمودی و مورب کاشته اند فکر کرده اید؟؟؟
به این همه فرهنگ شفاهی و کتبی و عملی شهروندی؟؟؟؟
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
04 فروردین 1389 ساعت 20:55
+1 میخ های زرد خیابان و مدرنیته ایرانی نوشته ای از حامد
هم پیشانی به میخ های کف خیابان ها اشاره کرده ای! عجب مثال جالبی! می شود بیشتر توضیح دهید که چرا از میان این همه مثال به سراغ خارهای زرد جاده هایمان رفته اید!؟
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
05 فروردین 1389 ساعت 14:08
+1 در پاسخ حامد نوشته ای از هم پیشانی
اول اینکه صحبت از خارهای زرد جاده نبود. صحبت از خیابان بود. خیابان من و خیابان شما. همین دو قدم جلوتر.
دوم اینکه جدی نگیرید! خواهید فهمید ...
سوم اینکه اگر بخواهیم برای سئوال شما جوابی بسازیم!!! باید بگویم که اگر مدرنیته را "رهایی از آنچه عقل را به بند می کشد" تصور کنیم، این اقدام مهندسان عزیزمان را نیز می توان به نوعی مدرنیزاسیون قلمداد کرد.... البته نوآوری و شکوفایی هم در این مدرنیته شدن موج می زند....
چهارم اینکه باز هم جدی نگیرید ...
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
14 مرداد 1389 ساعت 06:16
+3 Guest
این جمله (رهایی از آنچه عقل را را به بند میکشد)جای بحث دارد .ماهیت خود عقل بند است .انسانی که بند ندارد درحقیت عقل ندارد .مدرنترین انسانها وقتی به شخصی که به هیچ اداب وقانونی بند نیست بر میخورند میگویند این ادم عقل ندارد.واقعا دیوانه کیست ؟ کسی که رعایت هیچ چیز را نمی کند. عقل قوه تشخیص خوب از بد است و در تمام انسانهای عاقل وجود دارد .درهیچ کجای زمانی ومکانی تاریخ انسانی را پپدا نمی کنید بگوید ظلم خوب است .عمل نکردن به قول خوب است.این چیزی که باعث این سلیقه در انسان میگردد عقل است.که موهبتی خدادادی است مثل بقیه غرایز انسانی.
در حقیقت آنچه مدرنیته بدنبال انست رهایی از بند عقل است.نه رهانیدن عقل از بند.
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
17 دی 1391 ساعت 11:04
0 سفسطه نوشته ای از shahin
شما با سفسطه حرف خود را به کرسی مینشانید. با بازی با کلمات. با جابجا کردن متقدم و متاخر، و در این اندیشه اید که مخاطب شما متوجه این شگرد نیست. همه مساله اینست که هیچ چیز از عقل محاسبه گر انسانی بالاتر نیست حتی اعتقاد به دین یا اعتقاد به بی دینی. و شما باز دور باطل خود را تکرار میکنید که پای غریزه و موهبت خدایان و... را به میان میکشید. بنابراین جمله اخر شما کاملا باید معکوس و اشتباه است:: باید اینگونه باشد: در حقیقت آنچه مدرنیته بدنبال انست رهایی عقل از بند است. موفق باشید
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
03 اسفند 1389 ساعت 14:35
+1 *** نوشته ای از ه/وثیق زاده
تغییر نظریات ما درباره کارکرد طبیعت؟
فرش دستباف علم؟
((چه تعابیر جدید و زیبایی!))
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
03 اسفند 1389 ساعت 14:52
-2 چی؟ نوشته ای از بی نام
ببخشید من گیر کردم!
میخ زرد جاده و خیابان؟
منظور از میخ چیست؟!
میشه یکم توضیح بدید!
البته لطفا جوابم:sad:جدی نگیرید)نباشد!
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
06 اسفند 1389 ساعت 09:51
+1 م.عمو
مدرنیته چیست؟! مدرنیته تنها یک گذر تاریخی است و ما نیز در دل این تاریخ قرار داریم. چه شد که نگاه بشر به اطرافش عوض شد؟ عوض شد چون غلط بود! تغییر کرد تا خود را با حقایق جهان آشنا کند. عوض شد تا بهتر ببیند و بهتر زندگی کند! آخه تاکی می خواستیم خود را با تفکری کلی گول بزنیم؟ به نظر نگاه سنتی با آن نگاه جهان به مثابه یک کل یک نوع تنبلی بود! اینشتین هم انسان تنبلی بود!او نمی خواست زیاد درس بخواند و نمی خواست فرمول های مختلف را بیاموزد!فرمولی بیان کرد که از آن همه در بیاید! اما مدنیته ما را با خود واقعیمان مواجه کرد و باعث پیشرفت شد. قبلا از فلسفه اجازه می گرفتیم که علم به کدام سمت برود و اکنون علم مسیر فلسفه را تعیین می کند! اولین بار این نگاه در فیزیک ایجاد شد و درست هم بود چون با اطراف همخوانی داست. اما نیازی به این تحول در همه ی رشته ها نبود! واین مشکل از ماست! چرا باید بعد از این تحولات فیزیکی و...نقاشی های تک خط به جای نقاشی های پرکا ر گذشته جایزه بگیرد؟ و هزار تحول مسخره دیگر در بقیه ی رشته ها! آیا ملزم به تغییر بودیم؟ شما نتایج مدرنیته را گفتید:" دیگری مدرنیته را انحراف بزرگ تاریخی اندیشمندانی می داند که چون «باده گساری» کردند و در زمین تباهی، حق را نیافته اند و امروز در ورطه هلاکت در چیزی بنام «مدرنیته» دست و پا می زنند. مدرنیته جهانی است بدون خدا و اخلاق، و زاییده شکستن و بهتر بگویم: زاییده بشکن بشکنی مستانه از ارزش ها، که به هر روی در جوامع غربی و در پی آن در دیگر فرومایگان فرهنگی، روی داده است. مدرنیته اصالت لذت است. اصالت سود و سرمایه، زنانه نگری (فمینیسم)، همجنس گرایی، آزادی هوس، مدرنیته شکست همه داشته های اخلاقی و ایمانی بشر است. از این دید ما در جهان مدرن زندگی می کنیم که از قوم لوط هم مدرن تراست! از قوم لوط! و به سرنوشت همان قوم مبتلا خواهیم گشت." قبول ! اما به نظرمن این نتایج مشکل مدرنیته نیست! مدرنیته تنها یک گذر را ایجاد کرد. و آن باعث این مسائل نیست. این اشتباه است که مسائل را باهم بیامیزیم ! مغالطه است! و شاید دوباره باید گذر کرد. بدرود
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
06 اسفند 1389 ساعت 15:04
+1 پاسخی به م. عمو نوشته ای از صفایی پور
من نتیج مدرنیته را نگفتم!
جملاتی که نقل قول نموده اید یکی از نگاه هایی است که به مدرنیته وجود دارد. چه درست و چه غلط.
در این نوشته من هدفی جز طرح مسئله نداشته ام. و برای درستی هیچ کدام از نکاه ها دلیلی نیاورده ام.
*****
با این حرف شما موافقم که در پس تحولات دنیای جدید علم بر فلسفه حاکم شد و به بیانی فلسفه علمی بر فلسفه سنتی
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
10 اردیبهشت 1390 ساعت 09:10
+2 yousuf imran
به نظر من مدرنیته هماهنگ شدن شخص با محتویات صفحه، یادداشت ها وکاربرد های منطقی وهماهنگ نیاز های انسان با زمان است که دربرنامه های کاری روزانه دربرابر ما گشوده میشوندو ما شاید با کمی نا مرتبی و نا آشنایی با آن روبرومیشویم که نباید دربرابر آن دست از پا خطاکنیم و یا خود را گم کنیم بلکه هرروز برای روز و برنامه بعد آماده گی داشته باشیم و انرژی دماغی و ذهنی تا بتوانیم درروشنی این توانمندی هم گام با پیشامد های تازه راه برویم و درحرکت باشیم حتی اگر نخواهیم کاری بکنیم ولی حد اقل توانای روان شدن برای سیر وسفر و برداشت ویادگیری از این مسیر را داشته باشیم.
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
11 اسفند 1390 ساعت 00:12
 
16 اردیبهشت 1391 ساعت 09:17
0 حمید نوشته ای از اصغر
مدرنیته خوبه ؟
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
24 مرداد 1391 ساعت 21:58
+2 پاسخ: مدرنیته چیست؟ نوشته ای از لیدر
بدترین نوع تفکر و دورترین ایدوئولوژی کشف شده قرن اخیر همین مدرنیته بودن است امروزه همه سعی میکنند به این تعریف به انواع طرق و روشهای تعریف شده از سوی غرب و متفکران غربی دست پیدا کنند ولی به وضوح میتوان دید که این مدرنیته عوض اینکه به پیشرفت بشر کمک کنه تا به آرامش برسد به عکس لای آرامش و مخل زندگی مردم شده ولی چون ریز ریز وارد زندگی ما شده تغییرات آن محسوس نیست و فقط به آن عادت کردیم امروزه برای اهالی علم و صاحب نظران واضح است که پدیده های نو ظهوری مثل موبایل،اینترنت، ماهواره،رسانه های جمعی که با تبلیغات پر تمتلاق خودشون افکار عمومی را رو به سمت مصرف بیشتر سوق میدهد. راحتر بگم بازگشت به سنتها تنها راه رسیدن به سعادته ،مدرنیته بعد از نزدیک به 200 سال به بن بست رسیده و این را به وضوح میتوان در رفتار های مردم رصد کرد امروزه هرچه علم پیشرفته تر و مدرنتر شده اخلاقها،ادبها کم رنگ تر و یا رنگ باخته تر شدن عزیزان مراقب این واژه های ظاهر فرید باظید و ببینید پشت این کلمات چه محتوایی نهفته / به اسم مدرنیته مردم را رو به سوی مصرفگرایی،تجملا ت کزایی،برهنگی و خلاصه بردگی نوین را در زیر این جملات و عباراتبه خرد افکار عمومی مردم می دهند.
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
24 مرداد 1391 ساعت 22:13
+1 پاسخ: مدرنیته چیست؟ نوشته ای از لیدر
قبلا سنتی های میگفتن (خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو)
الان ما مدرنیته های میگیم(خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو)
من موندم چه ارزشی داره وقتی میبینیم مدرنیته ایییییین همه آرامش رو از مردم گرفته چه اصراری به این راه منحرف هست ما که داریم میبینیم مردم به خاطر رسیدن به زندگی ایدئالیسم به خودشون فشار میارن کمی رئالسیم باشیم و اخلاق را چاشنی زندگی منحرف مدرنیته کنیم.
بگذار همه ما را به سنتی بودن و به گمان خودشون متحجر خطاب کنند وقتی که ته این مدرنیته جز هیچ بزرگ هیچی نیست پس به کجا داریم میریم ،چرا بدون فکر داریم برای تفکرات و فلسفه 200 ساله و غلط غرب که هیچ وقت علارقم تبلیغات دروغین، بشر را به سعادت نرسونده داریم چهار نعل میرقصیم ، با کمی تفکر خواهیم یافت که مدرنیته بزرگترین عقب ماندگی و واپسگرایی تاریخ تمدن بشریت است، اما ظاهر موضوع را با روغن جلا و حرفهای دهن پرکن مردم را با رسانه رو به سمت پرتگاه کشوندن، رفتن راه غلط و گمراه غرب هنر نیست ،شیطان پرستی ،آهنگ های و موسیقی رکیک ،روابط مثلثی،کنار گذاشتن دین و تفکرات الهی و بها دادن به اصلت بشر (اومانیسم) اوج جهالت مردم در عصر به ظاهر مدرنیته است.
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
13 آذر 1391 ساعت 00:28
+1 آخرین تلاش ناموفق نوشته ای از محــمد
مدرنیته، آخرین تلاش ناموفق بشر، برای رسیدن به سعادت، بدون اطاعت از خدا و امام است.
انسان تمام ظرفیت های فکری و عملی خود را به کار گرفت تا با اومانیسم (humanism) خود زمین را اداره کند.

«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» [روم:41]

فساد در خشکی و دریا نمودار شده است؛ به خاطر آن که دست مردم افتاده است؛ [خدا مي‏ خواهد] نتيجه بعضي از اعمال آنها را به آنها بچشاند شايد بازگردند.

[و از خدا امام را طلب کنند]
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 

نظر شما چیست؟