برپا (!) این پیام انقلاب است! چاپ فرستادن به ایمیل
گاه نوشته های من
یکشنبه, 18 بهمن 1388 ساعت 11:40
flagهفده بهمن ماه امسال یکی از بهترین روزهای همه «دهه ی فجر» های زندگی من بود، حتی بیش از خاطرات شیرین دوران کودکی و دبستان که با اندک پول جیبی خود و خرید کاغذهای رنگی و لوازم تزیین، کلاس کوچکمان را آزین می بستیم، گروه سرود و تاتر تشکیل می دادیم و آزادانه برای جشن پیروزی انقلاب، مدرسه را زیر و زبر می کردیم(!). زیبا تر از همه آن احساس های شاد آزادی!
تجربه حضور در میان جمعی از نسل چهارمی ها در یکی از دبیرستان های شهر، و اگاهی از شوق دانستن شان برایم بهترین شادباش حقیقی فجر پیروزی انقلاب بود. 
بهمن ماه هزار و سیصد و پنجله و هفت مطلع بیداری ملتی بود که « لا اله» را در نفع حکومت موروثی شاهنشاهی و « الا الله» را در حکومت و رهبری دینی جامعه جستجو می نمود.
همراه شدن مردم ما با «لا اله» به دلایل یکسانی نبود، و نباید می بود، چه آنکه نفی ظلم و مطالبه آزادی یک خواسته انسانی است و لزوما چنین نیست که با دین و شریعت افراد پیوند ضروری و منطقی داشته باشد، و دیدیم که در انقلاب ایران نیز چنین بود و همه گروه ها، حتی آنها که گرایش های آزادی خواهانه الحادی و مارکسیستی داشتند در این شعار با ملت ایران هم صدا شدند که: «شاه باید برود» و این تجلی شهادت«لا اله» بر زبان ملت ما بود.
اما آنجا که معرکه گرایش، بینش و دایره دشوار انتخاب است، و همه را درباره چگونگی آن اشتراک نبوده و نیست، حرکت از «لااله» به « الا الله» است و آنکه پس از مرحله نفی طاغوت، و جدایی از اسارت اربابان متفرق . گوناگون، ولایت «الله» جایگزین گردد و مبداء میل ملتی قرار گیرد.
رهبری دینی جایگزین ولایت طاغوت شود و نظام اجتماعی یک جامعه را به سوی حاکمیت الله در همه شئون زندگی اجتماعی و فردی راهبری نماید. تحقق این معنا دشوار تر از نفی طاغوت است و عجیب نیست که بگوییم که اانقلاب «الا الله» از انقلاب «لا اله» به مراتب دشوار تر و پیچیده تر است.
سی سال از تجربه انقلاب ما گذشته است و این تجربه پرسش های مهم درباره چگونگی ولایت الهی و وابستگی نظام اجتماعی به آن را بیشتر و دقیق تر ساخته است.
گرامی داشت حقیقی دهه فجر تامل در این معانی است و تدقیق درباره چیستی و چگونگی این انتخاب در تجربه تاریخی ملت ایران و دگر بار، با تمام وجود از خود پرسیدن و این تجربه را مرور کردن و در دشت تاریخ یک تنه و شجاعانه ایستادن، دست ها را گشودن و خود را بی مهابا به همه پرسش ها تقدیم نمودن و حقیقت را در آغوش کشیدن!
به فضاوت نشستن و سکوت بی دلیل و هیاهوی بازاری و بی روح را به کنار نهادن و خود را در بوته تفکر آب دیده کردن و تکرار و تکرار و تکرار این پرسش که براستی چرا و در چه انقلاب نمودیم و این دگرگونی خواستگاه کدام تحول فردی و اجتماعی ما بوده است و امروز چه بخشی از آن اراده نخستین محقق شده است؟ و چه بخشی در انتظار قیام دوباره ما عزلت گزیده است!
هوشیاران جوان! برپا!
این پیام انقلاب است.

 

نظر ها
ارسال نظر جدید جستجو
محمد جواد   |2010-02-28 18:59:23
"لا اله" در پی "الا الله"است / همچو "لا" ما هم به "الا" می رسیم
و واقعا چقدر
جای" تفکر پس از فیام" که تو قرآن اشاره شده تو کشورمون خالیه...
دبیرستانی   |2010-03-09 13:36:08
سلام من یکی از بچه های همون مدرسه ام گفتین میاین تا حرفامون کامل بشه...نیومدین.نظری راجع به این
متن ندارم میخوام بگم یه جایی بذارید تا ما دردودل کنیم تا اگه شد جواب هم بگیریم گاهی به اینجا سر
میزنم ...
صفایی پور   |2010-03-10 15:07:53
من آمادگی کامل برای آمدن داشتم و دارم
معلم خوبتان هم همین را می خواستند
نمی دانم چرا هماهنگی
ها انجام نشد
امیدوارم آن طرف سال این هم اندیشی تکرار شود
ممنون که به سایت سر می زنید

جایی
برای گفتگو!
ایده جالبی است
در بخش گفتگو و یادگیری تالار گفتمان ما فعال شده است، البته فعلا
تنها گفتگوهای کلاسی اش فعال است. و قرار است بزودی گفتگوهای آزاد نیز در آن فعال شود.
گفتگوهای
کلاسی برای بچه های کلاس ها و دوره هاست که با نام حقیقی خود انجا ثبت نام نموده و ابراز نظر می
کنند اما گفتگوهای ازاد این شرط را ندارد
باید منتظر بمانیم!
صفایی پور   |2010-03-10 15:10:04
تعبیر شما خیلی چسبید
قل اعظکم بواحده ان تقومولله مثنی و فرادی!
ثم تتفکرو!!
تفکر پس از قیام
نظر شما چیست؟
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."