صفحه اول گاه نوشته های من نوشته ی هم پیشانی در پیرامون فلسفه اخلاق، مجتبی فرقانی نسبی نگری فرهنگی چیست؟
نسبی نگری فرهنگی چیست؟ چاپ
یکشنبه, 13 آذر 1390 ساعت 23:53

imagesدر این سلسله مقالات انواع مکاتب اخلاقی بر اساس تقسیم بندی "هری گنسلر" در کتاب "در آمدی جدید به فلسفه اخلاق" ارائه می گردد. ضمن معرفی هر کدام از این مکتب ها نقدهایی که بر آنها وارد آمده نیز بیان خواهد شد. این مقاله به بررسی مکتب نسبی نگری فرهنگی می پردازد.

مکتب اخلاقی نسبی نگری فرهنگی[1]:

در حیطه فرا اخلاق این مکتب مدعی است که گزاره های اخلاقی از این اصل ناشی می گردد: خوب یعنی آنچه مورد تایید جامعه است. این مکتب اصول اخلاقی را توصیفگر قرارداد های اجتماعی می داند. در این دیدگاه وجدان فردی رنگ و بوی اجتماعی را دارد که فرد در آن پرورش یافته و بر اساس هنجار آن هر روز از صبح تا شام زندگی می کند.

شاید نیچه را بتوان به عنوان فیلسوفی معرفی کرد که پیشتاز چنین نگرشی بود. نیچه در کتابی با عنوان تبار شناسی اخلاق سعی دارد نشان دهد اصول اخلاقی هر جامعه عمیقا در فرهنگ آن جامعه ریشه دارد. وی خصوصیات فرهنگی هر اجتماعی را منبعث از شرایط جغرافیایی، تاریخی و حتی اقتصادی آن جامعه می داند و از این رو هیچ نگرش اخلاقی را دارای اصالت هستی شناسانه نمی داند.

 نسبی گرایان فرهنگی معتقدند کسانی که از ارزشهای مطلق اخلاقی سخن می رانند در اصل ارزشهای جامعه و فرهنگ خود را مطلق فرض کرده اند. مهمترین ثمره این رویکرد اخلاقی، دستیابی جوامع و فرهنگهای مختلف به درک متقابل یکدیگر است. البته بایستی متذکر شد که این درک متقابل با هم-فهمی یکدیگر متفاوت است. این دیدگاه مدعی نیست که می تواند افراد را به هم-فهمی مشترک نائل کند. چون بر اساس فلسفه ای که این دیدگاه بر آن استوار است هر رویکرد اخلاقی درون یک فرهنگ خاص شکل می گیرد و برای اهالی همان بافت فرهنگی قابل فهم و درک است پس اساسا همفهمی مشترک ممتنع است. این دیدگاه تنها به ما میگوید همانقدر که ما از حقانیت اخلاق سهم می بریم، سایر ملل و فرهنگها نیز از آن سهم می برند.

ممکن است در جامعه ما که ادعا می شود اصول دینی تعیین کننده محوریت اخلاق است این دیدگاه مورد نقد باشد و سرانجام آن هرزگی و بی بندوباری دانسته شود اما این دیدگاه به نحوی توصیف کننده شرایط اخلاقی ما نیز هست. آن چیزی که به اصطلاح کلاه شرعی نامیده می شود، فریب وجدان خود با دلایل و توجیهاتی است که مقبول طبع جامعه است.

نقد و بررسی:

نقد عینی تاریخی

این دیدگاه با یک نقد جدی روبه روست. همانطور که گفته شد این نظریه، رویکرد اخلاقی افراد و حتی وجدان فردی افراد یک جامعه را بر خاسته از فرهنگ و نگرش جمعی آنان می داند لذا ذهن های پرورش یافته در این فرهنگ عملا بایستی از انتقاد و رویگردانی از ارزشهای جامعه خود عاجز باشند.اما دیده می شود که چنین نیست. اگر بخواهیم سراغ مصادیق واقعی برویم در طول تاریخ بسیاری از افراد و گروههایی را می یابیم که دلیرانه در برابر آنچه جامعه به اسم ارزشهای مطلق به آنها تحمیل کرده بود ایستاده اند.

نقد مفهومی

اما اگر بدون رجوع به واقعیت های تاریخی و اجتماعی هم به تحلیل این نگرش بپردازیم متوجه می شویم نقد جامعه و ارزشهای آن امری غیرممکن و ممتنع نیست. درست است که فرد درون جامعه تریبت می شود و با هنجار های آن پرورش می یابداما همه هنجارها از همان اوان کودکی به فرد عرضه نمی شوند و فرد با رشد و پاگذاشتن در مراحل بالاتر زندگی با بسیاری دیگر از ارزشها و هنجارهای جامعه خود آشنا می شود لذا با توجه به رشد عقلی و توانمندی گزینش اختیاری در پذیرش یا رد نظریات مختلف، می توان مدعی شد فرد همه داده های اخلاقی جامعه را چشم و گوش بسته و از سر جبر جغرافیایی و فرهنگی نخواهد پذیرفت.

نقد روانشناسانه

البته اینجا بحث درونگرایی و برونگرایی افراد نیز می تواند مطرح گردد که یک بحث روانشناسی و تخصصی است. اما به طور کلی و عمومی می توان گفت درونگرایی یا درون گرایی افراد در گزینش هنجارهای اجتماعی و کنار آمدن با آن بسیار موثر است.  افراد درونگرا هنجار جامعه را پس می زنند و در پذیرفتن آن ابا دارند در حالی که افراد برونگرا آمادگی بیشتری در جذب و پذیرش ارزشهای جامعه دارند.

نقد فلسفی

نقدی که از لحاظ فلسفه اخلاق بر این نظریه وارد است به این صورت بیان می شود: در عین اینکه مدعی است افراد هر جامعه ارزشها و ملاکهای اخلاقی مخصوص خود را دارند، افراد همه جوامع را به احترام و درک متقابل فرا می خواند. اگر قرار باشد افراد تنها ارزشهای جامعه خود را به عنوان ارزش اخلاقی قبول داشته باشند پس پذیرفتن این توصیه کلی ممتنع و غیرممکن است!

در پایان...

بایستی توجه کرد که محتوای نسبی نگری فرهنگی نه یک تجویز که توصیف تعددگرایش اخلاقی جوامع مختلف است. متولیان این نظریه بیشتر در پی توجیه تفاوت های فرهنگی ملل مختلف هستند. با اینکه این نظریه طرفداران آنچنان زیادی ندارد و نقد های وارده به آن از رونق آن کاسته است اما هنوز در کنار سایر نظریات اخلاقی می تواند نگرش ما را نسبت به اخلاق و تعامل جوامع مختلف تحت تاثیر قرار دهد.


 

[1]Cultural Relativism

 

نظرات  

26 آذر 1390 ساعت 14:47
+1 متشکرم نوشته ای از نجیب
متشکرم که با تمرکز بر یک موضوع ئ نگارش مطالب دانش ما را می افزایید. آدم خودش را در این الگوهای مفهومی محک تازه ای می زند!
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 
27 آذر 1390 ساعت 19:56
+1 پاسخ: نسبی نگری فرهنگی چیست؟ نوشته ای از هدی72
سلام
جالب بود!
اینکه فرمودید می تواند نگرش ما را نسبت به اخلاق و تعامل جوامع مختلف تحت تاثیر قرار دهد کاملا صحیح است. با این که می فهمیدم اشتباه است اما چون نقد دقیقی برایش پیدا نمی کردم ناخودآگاه در افکارم تاثیرگذار بود.
خلاصه کلی به علممان اضافه شد! ممنون ;-)
پاسخ به این نظر | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مدیریت سایت
 

نظر شما چیست؟