|
1
: سپتامبر 03, 2010, 11:01:37
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط ا. یوسفی | ||
|
دولت حق ندارد رانندگان را به بستن کمربند ایمنی مجبور نماید. موضوع این نیست که آیا بستن کمربند ایمنی می تواند سلامتی و ایمنی رانندگان را تضمین نماید یا خیر. آنچه اهمیت دارد عدم دخالت دولت در حوزه آزادی های فردی است. چرا که نمی توان کسی را به هر دلیلی به حفظ جان و سلامتی خویش مجبور نمود و این امری است که به اختیار و اراده افراد بستگی دارد. بنابر این با فرض این که کمربند ایمنی به واقع ایمن هم باشد، دولت حق ندارد برای حوزه خصوصی و شخصی افراد تصمیم گیری نموده و باید آن را به انتخاب و صلاح دید آنان واگذار نماید.
|
||
|
2
: سپتامبر 03, 2010, 11:00:28
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط ا. یوسفی | ||
|
دولت حق دارد رانندگان را به بستن کمربند ایمنی مجبور نماید. بر اساس تحقیقات و آزمایشات انجام گرفته ، استفاده از کمربند ایمنی هنگام رانندگی باعث کاهش معنا دار صدمات ناشی از تصادفات به ویژه در ناحیه سر و گردن می شود. از سویی دولت و نیروی راهنمایی و رانندگی در هر کشور، مسئول حفظ جان و سلامتی و امنیت مردم هستند. بنابر این دولت حق دارد جهت کاهش مرگ و میر و صدمات ناشی از تصادفات در جاده های بین شهری، کمر بندی ها و بزرگراههای شهری استفاده از کمربند ایمنی را اجباری نماید.
|
||
|
3
: سپتامبر 03, 2010, 10:57:19
|
||
| نويسنده ا. یوسفی - آخرين نوشته: توسط ا. یوسفی | ||
|
ملاصدرا و ما ادراک ما ملا صدرا! برداشتی از کتاب مردی در تبعید ابدی (زندگی ملاصدرای شیرازی، به قلم نادر ابراهیمی) در این یادداشت برآنم تا ابتدا به بیان نکاتی گزیده پیرامون شیوه نگارش کتاب و سپس به طرح برخی اندیشه های برجسته ملاصدرا آنگونه که از کتاب دریافته ام، بپردازم. از همان ابتدا که شروع به خواندنش می کنی، در می یابی که با بقیه کتابها تفاوت محسوسی دارد. نخست آنکه بیان داستانی تاریخی به زبانی ادبی، شیوا و دلنشین موجب می گردد که خستگی و ملالتی که در سایر کتب تاریخی احساس می شود، جای خود را به شیرینی و حلاوتی ماندگار بدهد. دیگر آنکه فضاسازی کتاب از زندگی و وقایعی که برای صدرای شیرازی رخ می دهند، تو را قدم به قدم با او همراه می سازند؛ خود را در کنار او می یابی، گاهی به خاطرات گذشته اش سفر می کنی و در شادیها و غمها و در کوران حوادث با وی همراه و همدل می شوی و دوباره به زمان حال باز می گردی. این کتاب، ذکر وقایع تاریخی صرف نیست که داستان زندگی یک فیلسوف بزرگ و شرح سفرهای فکری اوست! اگر می خواهی تو هم با ملا همسفر شوی پس بار سفر بربند که راهی پرفراز و نشیب داریم و پیمودن این راه جز با چنگ زدن به ریسمان اندیشه و عبور از دره های جهل و خرافه ممکن نیست! صدرای کوچک برای تو از اندیشه های بزرگش سخن می گوید، اندیشه هایی که لحظه ای او را آرام نمی گذارند تا همچون دیگر کودکان به بازی سرگرم شود. راستی به نظر تو در ذهن یک فیلسوف کوچک چه می گذرد؟! می خواهی با هم به ذهن او سرکی بکشیم؟ آنگاه که در گفتگو با پدر خویش، تقلید کورکورانه را نکوهش نموده و بر تقلید محققانه و اندیشمندانه تاکید می ورزد و چنین می گوید:" پدر تقلید در صورتی تقلید است که مقلد انسانی بالنسبه فرهیخته و صاحب رای باشد، مقلد باید که خود قدرت تشخیص نیک از بد، درست از نادرست، راه از بیراه را داشته باشد، اما گرفتار شک میان این و آن باشد. مقلد برای آن تقلید نمی کند که بار مسئولیت را از گرده خود بردارد و بر دوش اهل فضل بگذارد. مقلد مغلوب تقلید را هم بی قدر می کند، پدر!..." و آنگاه که اهمیت پاسخ به پرسشها را گوشزد می نماید، هر چند در ظاهر گره گشا نباشند، چرا که این پرسشها را همچون مانعی می داند که برای رسیدن به مسائل و مشکلات دیگر باید از آنها عبور کرد. صدرا بزرگتر می شود، اندیشه هایش نیز، حالا دیگر ملا شده! یکی از ویژگیهای قابل تامل ملا صدرا سفر به عالم رویاست:" رویا ملک شخصی من است. من با رویا به راههای خلاف نمی روم و با رویا شهوت نمی رانم. رویا لحظه های خاص از کف رفته را پیش چشم می آورد و آن لحظه ها را ترمیم می کند، تصحیح می کند و از نو می سازد. جبران خطا در ذهن آماده سازی خویش است برای آینده". آری خیال سرگردان ره به جایی نمی برد، اما مقصود او از رویا خیال پردازی نیست، بلکه بیان این نکته است که عالم رویا و خیال نیز منطق خاص خود را دارد که اگر سیر در خاطرات و رویدادهای گذشته بر مبنای آن صورت گیرد، نتایجی شگرف به بار می آورد، آنچنان که خود می گوید:" من در رویا به گذشته ها می روم و به عبادت مشغول می شوم تا کمداشت عبادات گذشته ام را جبران نمایم!..." و در جای دیگر بیان می دارد که آنچه تاکنون کسب نموده، به مدد رویا بوده است! ملا از شاگردی نزد استادان خویش هیچ ابایی ندارد، اما رابطه مرید و مرادی رایج زمانه را برنمی تابد و مورد نقد قرار می دهد: " مرید اگر به مراد شبیه شود، خود هرگز به مقام مرادی نخواهد رسید، مستحیل شدن ، منهدم شدن است". ملا صدرا عقاب تیز پرواز آسمان اندیشه، گاه از آن اوجها فرود می آید، در کنار مردم عامی می نشیند و به بیانی ساده و روشن، ایشان را موعظه نموده و برایشان از "توحید" می گوید: " ای برادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می اید و به قدر ایمان تو کارگشا می شود...". ملاصدرا که حالا به لقب "صدرالمتالهین" مفتخر گشته است، در پرتو عقل و نقل در ژرفای اقیانوس معرفت غور می کند و هر از چندگاهی گوهرهایی ناب صید کرده و به ارمغان می آورد. اما کیست که قدر این گوهرها را بازشناسد؟! عالم نمایان و زاهدنمایان ریاکار از هر سو بر او هجوم برده و از سر دلسوزی می گویند:" برای مومن نوپا چیزی مهلک تر از شک نیست" و او چنین پاسخ می دهد که " جز کلام خدا و آنچه پیامبران و ائمه اطهار (ع) به فرمان خدا گفته اند سخنی نیست که نتوان تغییر داد و اصلاح نمود" و اینچنین حد و مرز انتقاد و آزاداندیشی را بر همگان روشن می سازد. و آنگاه که دوستانش از سر خیرخواهی به او پیشنهاد می دهند که "تقیه" پیشه کند، آن را رد می نماید، چرا که تقیه را "انکار به خاطر حفظ جان و حفظ جان به خاطر حفظ آرمان" می داند و آنها را که فقط برای حفظ جان تقیه می کنند، ریاکار و مشرک می خواند. اندیشه صدرالمتالهین به کمال و پختگی رسیده ، اکنون زمان آن است که بزرگترین رهیافت سفرهای فکری اش را عرضه دارد؛ وحدت وجود:" هر جزئی کل است و نامتناهی، در اجزاء به صورت فرق است و به معنا وحدت". آزار و اذیتها به اوج می رسند... اما صدر المتالهین عدم پاسخ به پرسشهایش را آغاز درمانده کردن دین می داند و معتقد است که دین بر حق حتما به سلاحی بر حق مجهز است. او نمی خواهد دین را تابع هوسهای آنان گرداند، چرا که طریقت اهل حق را "حفظ حریت علم و قلم" می داند؛ از این رو به بدعت در دین و ارتداد متهم و سرانجام به تبعید محکوم می گردد. آری، دست یافتن به گنجینه های علم و معرفت بدون تحمل رنج و سختی میسر نیست، گذر تکاملی مستلزم رنج است، رنج اندیشیدن و رنج تبعید و " این تبعیدی است ابدی برای آن کس که خواهان قربت است". |
||
|
4
: سپتامبر 01, 2010, 09:45:28
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط هلیا وثیق زاده | ||
|
دوستان خوبم تکالیفی راکه قرار نیست پاسخ آن را در سایت بنویسید وفقط برای باخبرشدن شماست رادر این موضوع عنوان کرده ام :
الف)تالار پیشانی/آزمون تعیین سطح: 1-فرستادن یوزر نیم و پسوردی که مایلیم برای عضویت درتالار گفت گوی پیشانی داشته باشیم ازطریق ایمیل به این آدرس برای آقای صفایی پور: info@pishani.ir 2-بعدازورودبه سایت پیشانی وآشنایی باآن وارد قسمت دوره های آموزشی شده سپس روی شماره ی7(دوره ی آموزشی مهارت تفکر انتقادی یادرست پرسیدن)کلیک کرده و بعد از باز شدن صفحه پایین ترین قسمت(آزمون تشخیصی ورودی) را مطالعه کرده وپاسخ کتبی آنرا بنویسیم. ب)تمرینهای جزوه: 1-پس از خواندن جزوه ی هنر استلال(مفاهیم وگزاره ها وطبقه بندی/تاآخر فصل4)، الف)صفحه ی31 قسمت (الف) تمرین9و10و ب)صفحه ی32کلّ تمرین(ج) رابه صورت کتبی پاسخ دهید. 2-تا آخر صفحه ی 83 جزوه ی هنر استدلال را بخوانید و تا آخر همین صفحه تمرینهای آن را پاسخ دهید. ج)نیکوترین گفت وگو: وارد سایت(پیشانی-بخش مقاله های خواندنی-مقاله های فرهنگی)شوید، وبعدازخواندن مقاله ی نیکوترین گفتگو چگونه است؟(گفتاری درباره جدال احسن)،درپایین همان قسمت نظراتتان رابنویسید ومهم ترین نکات جالبی را که دوست داشتید را نیز قید کنید. |
||
|
5
: سپتامبر 01, 2010, 01:25:27
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط هلیا وثیق زاده | ||
|
راستی چرا نظرات خانم یوسفی یه جای دیگه اس، نظرات بقیه اینجا؟؟؟ ببخشیدازهمه.چون من تکالیف را2جای مختلف قراردادم خانم یوسفی هم جای دیگه پاسخ دادن.حالا من همه ی تکالیف راوارد قسمت برداشتها کردم واز جاهای دیگر پاک کردم وبرای خانم یوسفی هم پیغام دادم که هر چه زودتر مطالبشان رامنتقل کنن.امیدوارم زودتر اصلاح بشه.باتشکر از توجه شما دوستان خوبم به پاسخهای تکالیف. |
||
|
6
: اوت 31, 2010, 06:22:35
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط آقا معلم | ||
|
سلام به همهی دوستان خوبم به نظر من حق با شماست. نباید وقتی برای ادعایی که با آن مخالف هستید، دلیل می آورید، دلیلی بیاورید که خودتان نیز قبول ندارید! نکتهی جالب توجه در یررسی نظرات این بود که درست است که در اینجا باید از دو جملهی متناقض دفاع کرد ولی بهاین معنی نیست که ما باید متناقض فکر کنیم!!!!! در صورتی که اکثر عزیزان در دفاعیات خودشون دچار چنین مشکلی هستن! البته این نظر منه شاید غلط فکر می کنم... دلیلی بیاورید که واقعا جای تامل دارد و یا حداقل سرسختی در برابر آن کار مشکلی است. مغالطه پهلوان پنبه نکنید! حریف را ضعیف جلوه ندهید. بگردید دنبال قوی ترین دلیل مخالف خود! |
||
|
7
: اوت 31, 2010, 12:55:04
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط زهرا قاسمی | ||
|
سلام به همهی دوستان خوبم
نکتهی جالب توجه در یررسی نظرات این بود که درست است که در اینجا باید از دو جملهی متناقض دفاع کرد ولی بهاین معنی نیست که ما باید متناقض فکر کنیم!!!!! در صورتی که اکثر عزیزان در دفاعیات خودشون دچار چنین مشکلی هستن! البته این نظر منه شاید غلط فکر می کنم... راستی چرا نظرات خانم یوسفی یه جای دیگه اس، نظرات بقیه اینجا؟؟؟ |
||
|
8
: اوت 31, 2010, 12:47:26
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط زهرا قاسمی | ||
|
قانون پرداخت جریمهی نقدی در صورت عدم استفاده از کمربند ایمنی در کشورهای جهان سوم چندان منطقی بهنظر نمیرسد. باتوجه به دارا نبودن استانداردهای جهانی برای کمربندهای ایمنی در اکثر خوردوهای ساخت این کشورها، استفادهی اجباری، بدون درنظر گرفتن وضعیت کمربند ایمنی هر خوردورو، میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد. همانطور که آمارها نشان میدهند در بسیاری از خودروهایی که از استانداردهای لازم برخوردار نیستند استفاده از کمربند ایمنی باعث تشدید صدمات جانی شدهاست. در صورتیکه همین قانون برای کشورهای توسعهیافته بسیار لازم و ضروری بهنظر میرسد.
|
||
|
9
: اوت 31, 2010, 12:47:09
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط زهرا قاسمی | ||
|
قانون استفادهی اجباری از کمربند ایمنی در حقیقت بخشی از یک بستهی قانونی از قوانین راهنمایی و راتتگی است. که در صورت عدم وجود چوناین قانونی این بسته ناقص خواهد بود. با توجه به قوانین جزایی از جمله قصاص و پرداخت دیه در صورت بروز صدمات جانی از طرف فرد مقصر، ایمنی سرنشینان وسایل نقیله امری شخصی نیست که تصمیمگیری در این موارد را به بهعهدهی اشخاص بگذاریم. بلکه امری کاملن دوسویه و اجتماعی است. بنابراین قانونگذار دولتی حق دارد برای کاهش صدمات تصادفات رانندگی و در نتیجه استفادهی عادلانهتر از قوانین برای عدم استفاده از کمربند ایمنی جریمهی نقدی اختصاص دهد. تا در صورت بروز حادثه احکام جزایی عادلانهتری در مورد فرد مقصر به اجرا گذاشته شود.
|
||
|
10
پای تخته (گفتگوی کلاسی) / برداشت های کلاسی و نکته یابی ها / برداشت کلاسی : کاربرد تفکر انتقادی در زندگی شخصی...........
: اوت 30, 2010, 07:38:29
|
||
| نويسنده هلیا وثیق زاده - آخرين نوشته: توسط مریم علیخانی | ||
|
علم در هر زمینه ای خیلی وسیع و گستردست و هر روز بیشتر از پیش ، حقیقتی رو کشف می کنند ، شاید ما نتونیم در بحث های دقیق علمی، دینی و اجتماعی وارد بشیم و حرفی قانع کننده بزنیم ولی باید حداقل در زندگی شخصی خودمون و روابطمون به توانمندی هایی در زمینه تفکر انتقادی برسیم و البته حد و مرزش رو بشناسیم .
(( علم و دانش ، بال پرواز بشرند ، این علم های ظاهری ، یک بال اند و علومی هم هست که محصول بصیرت باطنی اند ، آنها هم بال دیگر بشرند ! )) این جمله رو در کتاب قلندر و قلعه خوندم . خیلی زیبا و پر معناست و این یه واقعیته که فقط نمی شه تکیه بر علم و دانش کرد ، انسان رو تربیت نمی کنه! باید به دنبال معرفت و بصیرت هم رفت تا تکمیل بشه ، باید به دنبال درونیات روح و روان خودمون که حقیقت هایی هستند بریم ، چون دارن رفتار ما رو جهت می دند. اگر چه این حقایق برای بعضی ها خیلی تلخ و رنج آ ور و سختند ، چون خودسازی سخته ، ترجیح می دن فراموش شده باقی بمونه !! ![]() به نظر من هر کس در درجه اول باید تفکر انتقادی رو در مورد خودش ، اعتقادو باورهاش ، رفتار و دیدگاه و انتظاری که از جهان اطرافش داره به کار ببنده ، اونها رو سبک سنگین کنه و در واقع خودش رو از بیرون نگاه کنه . ( همه در فکر آنند که بشریت را اصلاح کنند ولی در فکر آن نیستند که اول خود را اصلاح کنند! ).مسلماً شناخت واقع بینانه خود ،قدرت درک ، سعه صدر ، همدردی و هم فکری رو بالاتر می بره ، قضاوت ها منطقی تر می شه و طالب حرف حق می شیم، من دارم سعی می کنم،کلید واژه تفکر انتقادی رو در زندگی خودم ، رشته تحصیلی که دنبال می کنم، در ارتباط با جهان اطرافم، جا بدم و معنی کنم، یه تعریف عملیاتی و کاربردی ؟ مثلاً در روابط بین فردی خانوادگی و دوستان که گره های عاطفی،حرمت ها، بزرگی و کوچکتری و انتظارات و رسم و رسومات جایگاه خاصی داره،خیلی پیش می یاد که انتقاد،استدلال و بحث منطقی،باید یه شکل و فرم دیگه ای پیدا کنه،در واقع نمی تونه واضح و صریح باشه،یه لطافت و ظرافت خاصی رو می طلبه. گاهی باید پیامد اون رو خوب بررسی کرد شاید تأثیرات منفیش،خیلی بیشتر از تأثیرات مفیدشه و جبران ناپذیر می شه . نمی دونم !!!!!!!!!!! روابطه انسانی پیچیده تر از این حرفهاست که بشه فرمول های خاصی براش داد. به هر حال هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد............. |
||
