|
نامه ای به صاحب دل دیروز و مفسد اقتصادی امروز |
|
|
|
گاه نوشته های حامد صفایی پور
|
و آنگاه که خبر اختلاس و فساد بزرگ مالی دوست و صاحب دل دیروزش را شنید بر او نوشت: اما بعد، بىترديد من تو را در امانت خويش شريك كردم و همراز خود گرفتم، به گونهاى كه هيچ يك از يارانم را در مواسات و يارى متقابل و اداى امانت و تعهد بدان مطمئنتر از تو نمىشناختم. اما تو، همين كه ديدى روزگار بر عموزادهات پارس كرد، دشمن به اوج خشونت رسيد، امانت مسلمانان را شكوه و ارجى نماند و امت به گستاخى گراييد و پراكنده شد، چهره ديگر كردى و همراه و هماهنگ با ياران نيمه راه، بىتفاوتها و خيانتكاران، به كنارهگيرى و بىتفاوتى گراييدى
|